سلام
امروز با یه دنیا توکل و امید به خدای مهربون این وبلاگ رو ساختم
از دیروز ختم قرآن و شروع کردم و با خدای مهربونم عهد بستم که دیگه بیتابی نکنم و بابت نیومدن شما ناشکری نکنم و .....
ازخدای مهربون خواستم که اگه مادرشدن قسمتم نیست یا به صلاحم نیست سعه ی صدرم و زیاد کنه و بهم قدرت بده تا در مقابل ناملایمتی روزگار و اطرافیان خم به ابرو نیارم
من باوجود داشتن یه همسر مهربون خوشبخت ترین زن دنیام,
اگه یه فرشته کوچولو به خانوادمون اضافه شه خوشبختیم به بی نهایت میرسه و اگه خدای نکرده قسمت نباشه بازم ما خوشبخت خوشبختیم
پس من از امروز زندگی میکنم برای خوشحالی بیشتر همسرمهربونم و انتظار میکشم برای روزی که تو بیای ، ولی این انتظار حتی با انتظار دیروزم فرق داره این یه انتظار شیرین و پراز امیده نه یه انتظار تلخ و کشنده
فرشته ی من هرجاهستی مواظب خودت باش منم قول میدم مواظب بابای خوبت باشم و دیگه با غصه هام چشمای نازشو بارونی نکنم
برام دعاکن به عهدی که باخدا بستم پایبند باشم.
دوستت دارم جیگر مامانی و بابایی 




سلام
